تابستان است... فصل بیکاری چترهاست... اما هیچ کس نمی داند چه بارانی در دل من می بارد...

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 3:37  توسط sja
|
حضور هیچ کس در زندگی ما اتفاقی نیست
تابستان است... فصل بیکاری چترهاست... اما هیچ کس نمی داند چه بارانی در دل من می بارد...


درد من حصار برکه نیست ، درد من زیستن با ماهیانیست که هنوز فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده ...


من به آمار زمین مشکوکم ، اگر این سطح پر از آدم هاست ، پس چرا این همه دل ها تنهاست ؟